اي آن كه نتيجه چهار و هفتي
وز هفت و چهار دايم اندر تفتي
مي خور كه هزار باره بيش ات گفتم
باز آمدنت نيست چو رفتي، رفتي
هر آغازي را پاياني است...
اما نمي دانم چرا گاهي اين پايان سخت است. سخت تر از آغاز... شايد سه سال زمان كمي نباشد، براي دل بستن به اين صفحات مجازي .....!! براي "پايان" خيلي چيزها مي خواستم بنويسم اما صفحه كيبورد را كه لمس كردم ......" همه چي زه ويرم رهد".
از تمام دوستاني كه در اين مدت به مندير بهارون لطف داشتند تشكر مي كنم.
خدا نيهدار...
پ.ن: برداشتن لينك اين وبلاگ هيچ مانعي ندارد.

زندگي صحـنه يكتاي هنرمندي ماست
هركسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست
خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد
يكي ازمسائلي كه در اكثر شهر هاي كشور بالاخص شهرهاي بختياري نشين مشهود است، بحران هويتي است. جامعه اي كه دلبستگي هاي شديد ايلي و عشايري دارد، به اجبار شهر نشين مي شود؛ از طرفي زندگي جديد شرايط و فرهنگ خاص خود را دارد كه در بسياري از موارد با فرهنگ عشايري در تناقض است. در اين كشمكش بسيار اتفاق مي افتد كه فرهنگ ايلي و عشايري روز به روز كمرنگ تر مي شود تا جايي كه فرد كم كم تعلقات گذشته را فراموش مي كند، همچنين در ناخودآگاه ذهن خود نمي تواند شرايط فرهنگي جديد را بپذيرد. كار به جايي مي رسد كه عملا فرهنگ ايلي و عشايري رنگ مي بازد و اين در شرايط است كه فرهنگ جديد نيز نتوانسته جاي فرهنگ گذشته را بگيرد و فرد دچار نوعي خلاء هويتي مي شود.
نگراني بيشتر از آنجاست كه اين شرايط در اكثر موارد از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود و باعث به وجود آمدن جامعه اي مي شود كه حاضر است همه چيز را بپذيرد و به قول نويسنده لبناني امين معلوف: " هرچه به خوردشان بدهند درسته ببلعند تا جايي كه ندانند كيستند و به كجا مي روند."
مسلما مشكل فرهنگ عشايري و يا فرهنگ شهري نيست. براي مثال لالي يكي از شهرهاي بختياري نشين است كه در ظاهر امر تمام دلبستگي هاي ايلي خود را حفظ كرده و شيوه زندگي در اين شهر بر پايه فرهنگ ايلي و عشايري است و مشكل خاصي از لحاظ هويت فرهنگي ندارند و يا بختياري هاي برخي از شهر ها مانند اصفهان در عمل فرهنگ شهري را پذيرفته و با هويت جديد زندگي بدون دغدغه اي را ادامه مي دهد. اما در بيشتر شهرهاي بختياري نشين هر چند هنوز رنگ و بويي از فرهنگ ايلي باقي مانده اما وجود دوگانگي فرهنگي و خلاء هويتي دور از واقعيت نيست و بايد براي گذر از اين شرايط تدبيري انديشه شود.