لچــك
زنان بختياري كلاهي بر سر دارند كه آن را لچك مي گويند( در برخي گويش ها مانند گويش ميوندي آن كلچه ناميده مي شود ) . روي لچك منجوق دوزي شده است و دو بند از كنار گوش ها وجود دارد كه براي ثابت نگه داشتن لچك روي سر كاربرد دارد . در قديم زناني كه از خانواده هاي غني تر بودند جلوي كلچه را سكه دوزي مي كردند كه جلوه زيبايي به لچك مي داد و اين نوع ، به لچك ريالي معروف بود.
روي لچك مينا انداخته مي شود كه روي شانه ها و سرتاسر پشت را مي پوشاند و دو گوشه آن زير گلو سنجاق مي شود . البته قسمتي از لچك كه منجوق دوزي شده از زير مينا مشخص است . مينا غالبا از جنس توري است و حدود سه تا چهار متر مي باشد.معمولا در هنگام كار و يا عزا دستمالي چهار گوش تيره رنگ به نام كلوت روي مينا مي بندند. نحوه بستن كلوت به اين نحو است كه دو گوشه آن را تا مي كنند تا به صورت نواري پهن در آيد . قسمت پهن نوار را روي پيشاني مي بندند و دو گوشه آن را در پشت سر گره مي زنند و آويزان مي كنند.
آرايش موها در زير لچك و بستن مينا به نحوي خاص صورت مي گيرد . براي اين كار ابتدا موها را از وسط فرق باز مي كنند و يك فرق ديگر نيز از روي يك گوش تا گوش ديگر يعني موهاي سر عملا چهار قسمت مي شود . دو قسمت پشت سر را جدا گانه مي بافند و تبديل به دو گيسو مي كنند . بعضي از زنها به ابتكار خود در انها اين گيسوها را به هم وصل مي كنند.
پس از بافت گيسوهاي لچك را روي سر مي گذارند و دو بند آن را زير گلو گره مي زنند. دو قسمتي از موها كه در جلوي سر قار مي گيرد از زير لچگ بيرون مي آيد به اين موها ترنه مي گويند ، هر كدام از ترنه ها را به تنهايي مي تابند و نوك آن را زير بند لچك قرار مي دهند بعد از اين كار نوبت به بستن مينا مي رسد.
يك گوشه مينا را درست روي لچك ، بالاي گوش راست قرار مي دهند و سنجاق مي كنند. ادامه مينا را يك دور و نيم دور گردي صورت مي چرخانند يعني از روي سر رد كرده و زير چانه و باز رد مي كنند تا به گوش چپ برسد و بالاي گوش چپ سنجاق مي كنند. دو مرتبه آن را در جهت عكس چرخانده و رها مي كنند. قسمت الاس نماي لچك از زير مينا بيرون مي ماند. پس از بستن مينا دو قسمتاز گيسوي ترنه در دو طرف صورت روي گونه هاي نمايان است .
معمولا يكي از زيورآلتي كه به لچك و مينا افزوده مي شود سيزن بن مي باشد سيزن بن زنجيري نقره اي است كه به آن سكه هايي وصل كرده اند و جلوه اي زيبا دارد . دو سر سيزن بن را به بالاي دو گوش روي مينا و لچك نصب مي كنند و از پشت سر مي آويزند .
در عكس زير سيزن بن هايي را كه دو فرد كناري دخترك پشت ميناي خود آويزان كرده اند به خوبي مشاهده مي شود ( البته سيزن بني نيز به مينا دخترك آويزان است كه اشتباها در جلوي مينا قرار گرفته است )

هم چنين در اين عكس ترنه هاي تابيده شده و نحوه قرار گرفتن آنها در زير مينا و لچك مشاهده مي شود.

برگرفته از كتاب سفر به ديار بختياري نوشته جناب كريمي
نو برزگر بختياري
پرده اول :
دوباره شب از فرا رسيد . برزگر جوان خسته از كار روز به گوشه " چئر " (1) تكيه زده است . امسال اولين سالي است كه براي درو در گرمسير مانده و اصلا تاب و تحمل گرما را ندارد اما چاره چيست ؛ با خود مي انديشيد كه : سال ديگر گندم كمتري مي كارم !!! اما نه .. اگر كمتر بكارم آذوقه زمستان را چه كنم ... در همين افكار غوطه ور بود كه صداي " هوفه " (2) از چاله بلند شد . جلدي از جا پريد و كتري سياه و دود زده را از روي چاله برداشت و يك " گرمچ " (3) چاي در كتري ريخت ........
استراحت شب براي او هنوز بهتر از روز بود . نه به دليل فراخت از كار ؛ آخر ظهر كه مي شود فشار گرما مجبورش مي كند كه به " اشكفت " (4) برود و اشكفت براي او خيلي " خفت " (5) است . حسن شب اين است كه آدم جايش را روي تخته سنگ كنار " چئر " مي اندازد و وقتي دراز مي كشد به آسمان نگاه مي كند و گويي آستاره ها با او صحبت مي كنند .... اما برزگر جوان چند شبي است كه به هيچ آستاره اي " امان " حرف زدن نمي دهد و هي با خودش مي گويد :
كي خلاص ايبوم زي مات گندم وارستن برزيرون په مو سي چه مندم
برزگر جوان اين قدر بر سر خودش غر زد كه هيچ آستاره اي نفهميد او كي خوابش برد.
پرده دوم :
صبح " شفق باز " برزگر جوان كمرش را محكم بسته بود و هنوز يك " گر " (6) بيشتر نزده بود كه يكي او را صدا كرد . وقتي برگشت از فرط خوشحالي با تمام وجودش جواب داد : هوووووووووووي
بين برزگرها رسم بود هركس زودتر غله اش را درو كند يك روز به كمك برزگر ديگري مي رود و همين طور تا به آخرين برزگر برسد ....... برزگر ها به دو دسته تقسيم شدند و " مير مات " (7) در وسط آنها قرار گرفت و برزگران را به تند حركت كردن وا مي داشت :
مير مات بنگ ايزنه غله منده سر پا داسته تن تنم بكش نمهني به گرما
كم كم ظهر و گرما فرا رسيد برزگر ها براي استراحتي كوتاه دست از كار كشيدند و به اشكفت رفتند . امروز هر چند افراد زيادي در اشكفت بودند برزگر جوان اصلا احساس روزهاي گذشته را نداشت . بعد از استراحتي كوتاه برزگر ها دوباره به پاي " بر " (8) آمدند و مشغول درو شدند .......... آنها كه تاب گرما نداشتند چند گامي عقب ماندند كه نهيب مير مات آنها را به خود آورد :
برزگر ، نو برزگر چپت نتنيده داسته تن تن بكش غله منده نچيده
....... اگر " هياره " (9) يك نصف روز ديگر حمت مي كرد كار تمام بود اما نه ... چند نفر ديگر از برزگر ها نيز گندمشان سر پا بود . انصاف اين است كه هياري هم به آنها بدهند
پرده سوم :
امشب حال و هواي برزگر جوان پريشان است . دلش حسابي گرفته ... اصلا مات گندم را فراموش كرده .... او به هيچ آستاره اي نظر هم نمي كند . گويي آستاره بختش به كوري رفته . بغض راه گلويش را بسته ..... مي خواهد از ته دل فرياد كند . اما .... شايد كسي صدايش را بفهمد ، مردم چه فكر مي كنند.....حتما با خود مي گويند ديوانه شده ؛ آزرده خاطر دست به گريوان باد شمال مي شود :
اي شمال بادي بيو برس به دادم خبري سي مو بيار تا بكنه شادم
پرده چهارم :
و چه موقعي پيامش به مقصد مي رسد.
زهــر مارم وا نون و گندم و مـاس يار خوم به گرمسير ناشتا كشه داس
*************************
مهمونا به گرمسير ، ترسم كني تو بيو ايلاخ خومو ، تي ايل و برفآو
پرده آخر :
هواي امروز غير از هواي روزهاي ديگر است . باد شمال شروع به وزيدن كرده .گويي نيرويي مضاعف در بازوان برزگر جوان جريان يافته ، كمرش را محكم كرده مشغول دروست . هر چند " گر " كه مي زند كمر راست مي كند و رو به مات گندم : " امرو دي خلاصت ايكنم "
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) چئر ( CHER): چينه اي از سنگ كه گندم درو شده را براي حفاظت از جانوران در آن قرار مي دهند. آن را پرچ مي كنند و تا پاييز كه ايل برگرد كندم در اين چئر باقي مي ماند.
(2) هوفه ( HOFA): صدايي كه هنگام ريختن آب در چاله افروخته ايجاد مي شود
(3) گرمچ (GORMECH): مشت ، به اندازه كف دست
(4) اشكفت (ESHKAFT) : غاري طبيعي در مقياس كوچك
(5) خفت (KHAFT) : تنگ ، خفه كننده
(6) گر (GOR) : يك دسته گندم كه به وسيله يك بار داس زدن چيده مي شود
(7) مير مات (MIRE MAT) : امير مات ، هنگام درو كردن دسته جمعي معمولا شخصي كه تجربه و نيروي بيشتري دارد در وسط قرار مي گيرد و بقيه به دو دسته مساوي در طرفين قرار مي گيرند و اين شخص علاوه بر مشخص كردن حدود هر دسته تقريبا رهبري گروه را بر عهده دارد.
(8) بر (BOR) : مقداري از زمين گندم كه عرض كار برزگر را مشخص مي كند.
(9) هياره (HEIARE) : گروهي كه براي انجام كاري خاص به ياري شخص ديگري مي روند .

پيام امامه مو نيره زه خاطر
بخـونم بار اول نــوم خدانه بعد او هم مصطفا و مرتضانه
وارثون فاطمه تا امر حجت همه بعد يكدگر كردن امامت
نايب سو هر زمو هر كه ويده اعلم دفاع زه دين ايكردن يا بيشو يا كم
تا زموني كه خميني ويد وه رهبر برد بــالا پرچـــم الله اكــــــبر
ريشه ظلم و ستم او كنده زه بيخ مثل شير اسم نهاد سي طول تاريخ
جمهوري اسلامينه او كرده ايجاد اي خدا روون پاكــسه بكو شاد
تمام مردم به امرس بيدن حاضر هم زه شهري و زه روستا و عشاير
پيــــام تاريخــي امــام امت كه دولت زه ملته ، ذملت زه دولت
مرز دارون انقلاب ايل عشاير پيــــام امــامو نيره زه خاطر
دس وه دس دفاع كنيم زه خاك ايرو هيچ وقت زه ياد نيبريم خين شهيدو
ار دولت بمو بده تفنگ مجاز همه مو بسيج ووييم مثال سرباز
پشتيبان رهبر و روحاني نور پشتيبان ميلس و رئيس جمهور
شاعر: شنبه شيخ اسدي
شايد از معدود دفعاتي باشد كه وبلاگ مندير بهارون به موضوعي خارج از موضوعات پيرامون قوم لر و بختياري مي پردازد ( و اميدوارم از اين به بعد نيز كمتر شاهد اين اتفاق باشيم ) . حقيقت امر اين است كه تا نيمه هاي ديشب نيز هرگز قصد نداشتم به اين موضوع بپردازم ولي در آخر شب با چك كردن ايميلم و با مشاهده مطلبي كه شايد براي تعداد زيادي از دوستان كپي پيست شده باشد و با در نظر داشتن موضوعاتي كه چند وقتي است در برخي از وبلاگ هاي منسوب به قوم لر مشاهده مي شود ( موضوعاتي كه به طور واضح و صريح الگويي را كه گرو هاي پان كرديسم از آن پيروي مي كنند در مورد قوم لر نيز اجرا مي كند .) مرا بر اين داشت تا چند سطري در اين زمينه در وبلاگ قرار دهم. با توجه به اين ايام فراز هايي از وصيت نامه سياسي الهي امام خميني را براي اين مطلب در نظر گرفتم .
* برادران ! شما اين اوراق را قبل از مرگ من نمي خوانيد . ممكن است پس از من بخوانيد در آن وقت من نزد شما نيستم كه بخواهم به نفع خود و جلب نظرتان براي كسب مقام و قدرتي با قلب هاي جوان شما بازي كنم .
* و از همين قماش توطئه ها و شايد موذيانه تر شايعه هاي وسيع در سطح كشور و در شهرستان ها بيشتر بر اينكه : " جمهوري اسلامي هم كاري براي مردم انجام نداد. بيچاره مردم با آن شوق وشعف فداكاري كردند كه از رژيم طاغوت رهايي يابند ، گرفتار يك رژيم بدتر شدند ، مستكبران مستكبر تر و مستضعفان مستضعف تر شدند زندان ها پر از جوانان كه اميد و آتيه كشور است مي باشند و شكنجه ها از رژيم بدتر و غير انساني تر است ، هر روز عده اي را اعدام مي كنند به اسم اسلام ، و اي كاش اسم اسلام را روي اين جمهوري نمي گذاشتند . اين زمان از زمان رضاخان و پسرش بدتر است مردم در رنج و زحمت و گراني سرسام آور غوطه مي خورند و سردمداران اين رژيم را به رژيمي كمونيستي هدايت مي كنند. اموال مردم مصادره مي شود و آزادي در هرچيز از ملت سلب شده " و بسياري ديگر از اين قبيل امور كه با نقشه اجرا مي شود .
* بعضي كه از اين حيله ها بي خبرند با تماس يكي دو نفر از عوامل توطئه گمان مي كنند مطلب همان است ؛ اساس مسئله آن است كه بسياري از آنان كه اين مسائل را مي شنوند و باور مي كنند اطلاع از وضع دنيا و انقلاب هاي جهان و حوادث بعد از انقلاب و گرفتاري هاي عظيم اجتناب ناپذير ان ندارند. چنانچه اطلاع صحيح از تحولاتي كه همه به سود اسلام است ندارند و چشم بسته و بي خبر امثال اين مطالب را شنيده و خود نيز با غفلت يا عمد به آنان پيوسته اند.
* تقاضا اين است كه قبل از آشنايي به مسائل به اشكال تراشي و انتقاد كوبنده و فحاشي برنخيزند و به حال اين اسلام غريب كه پس از صد ها سال ستمگري قلدر ها و جهل توده ها ، امروز طفلي است تازه پا و وليده اي است محفوف به دشمن هاي خارج و داخل رحم كنيد و شما اشكال تراشان به فكر بنشينيد كه آيا بهتر نيست به جاي سركوبي ، به اصلاح و كمك بكوشيد . و به جاي طرفداري از منافقان و ستمگران و سرمايه داران و متحكران بي انصاف از خدا بي خبر ، طرفدار مظلومان و ستمديدگان و محرومان باشيد و به جاي گروه هاي آشوب گر و تروريستهاي مفسد و طرفداري غير مستقيم از آنان ، توجهي به ترورشدگان از روحانيون مظلوم تا خدمتگزاران متعهد مظلوم باشيد.
* اينجانب هيچ گاه نگفته ام و نمي گويم كه امروز در اين جمهوري به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل مي شود و اشخاصي از روي جهالت و عقده و بي انضباطي بر خلاف مقررات اسلام عمل نمي كنند ، لكن عرض مي كنم كه قوه مقننه و قضائيه و اجرائيه با زحمات جان فرسا كوشش در اسلامي كردن اين كشور مي كنند و ملت ده ها ميليوني نيز طرفدار و مددكار آنان هستند و اگر اين اقليت اشكال تراش و كار شكن به كمك بشتابد تحقق به اين آمال آسان تر و سريع تر خواهد بود و اگر خداي نخواسته اينان به خود نيايند ، چون توده ميليوني بيدار شده و متوجه مسائل است و در صحنه حاضر است آمال انساني اسلامي به خواست خداوند متعال جامعه عمل به طور چشم گير خواهد پوشيد و كجروان و اشكال تراشان در مقابل اين سيل خروشان نخواهند توانست مقاومت كنند.
* و اينجانب در اين جا يك وصيت به اشخاصي كه به انگيزه مختلف با جمهوري اسلامي مخالفت مي كنند و به جوانان چه دختران و چه پسراني كه مورد بهره برداري منافقان و منحرفان فرصت طلب و سودجو واقع شده اند مي نمايم كه بي طرفانه و با فكر آزاد به قضاوت بنشينند و تبليغات آنان كه مي خواهند جمهوري اسلامي ساقط شود و كيفيت عمل آنان و رفتارشان با توده هاي محروم و گروه هاي و دولت هايي كه از آنان پشتيباني كرده و مي كنند و گروه ها و اشخاصي كه در داخل به آنها پيوسته و آنان پشتيباني مي كنند و اخلاق و رفتارشان در بين خود و هوادارانشان و تغيير موضع هايشان در پشامد هاي مختلف را با دقت و بدون هواي نفس بررسي كنيد ، و مطالعه كنيد حالات آنان كه در اين جمهوري اسلامي به دست منافقان و منحرفان شهيد شدند و ارزيابي كنيد بين آنان و دشمنانشان ، نوار هاي اين شهيدان تا حدي در دست و نوارهاي مخالفان شايد در دست شما ها باشد . ببينيد كدام دسته طرفدار محرومان و مظلومان جامعه هستند .
شكر خداي عزيز و گهپ
* اَلْحمدُ للهِ الأولِ بَلا أوَّلٍ كانَ قَبْلَهُ ، وَ الآخِرِ بِلاآخِرٍ يَكُونُ بَعْدِهَ ، اَلَّذي قَصُرَتْ عَنْ رُؤْيَتِهِ أبْصارُ النَّاظِرينَ ، وَ عَجَزَتْ عَنْ نَعْتِهِ أوْهامُ الْواصِفين .
** وَ جَعَلَ لِكُلَّ رُوحٍ مِنْهُمْ قُُوتاً مَعْلُوماً مَقْسُوماً مِنْ رِزْقِهِ لايَنْقِضُ مَنْ زادَهُ ناقِصٌ ، وَ لا يَزيدُ مِنْ نَقَصَ مِنْهُمْ زائِدٌ .
*** وَ اَلْحَمْدُ للهِ اَلَّذي أغْلَقَ عَنَّا بابَ الْحاجَةِ إلّا اِلَيْهِ ، فَكَيْفَ نُطيقُ حَمدَهُ ؟ أمْ مَتي نُؤَدّي شُكّرَهُ ؟! لا مَتي .
* شكر خدائي كه اولين وجود وي بي هو كه كس دري پيش تر زس وجود داشته بو ، و خدائي كه آخرينه بي هو كه بعد او آخري بوه ، كسي كه تيه روشن توان ديدنسه نداره و فهم خوش تعريف زه وصفس عاجزه .
** و بسي هر جوداره قويت مشخصه به قسمت روزيكس كرد ، اير وه كسي روزيك زياد وده هيچ كس نتره كمس كنه ، و اير روزيك كم وده هيچ كس نتره زيادس كنه .
*** و شكر خدائي كه در گرفت و حاجتنه جز به درگاه خوس بست ، ايما چطور تريم شكر اونه بكنيم ؟ تريم يه زموني شكرسه بجا بيارم ؟! نه ، اصلا نتريم .