تبليغاتX
مندیر بهارون

پس از شنيدن خبر انتشار كاركاتور هاي توهين آميزي كه فرهنگ و لباس بختياري و قوم لر را خطاب قرار داده بود جميع وبلاگ نويسان قوم لر در حركتي قابل ستايش و منسجم و به دور از هياهو و جنجال سه خواسته را به صورت عمده دنبال كرده اند :

1-       عذر خواهي رسمي حميد بهرامي ( كاركاتوريست مجله كيهان)

2-       عذر خواهي رسمي مجله كيهان كاركاتور

3-     عذر خواهي رسمي مجله دختران ( البته به دليل مشخص نبودن نام كاركاتوريست اين مجله به نظر مي رسد عذر خواهي امجله در رابطه كفايت مي كند )

 

و تا اكنون بند اول اين خواسته ها با پيگيري مداوم دو ستان به نتيجه رسيده است و حميد بهرامي جوابيه اي در اين خصوص به دفتر نشريه الكترونيكي لر ارسال كرده است. در زير متن كامل اين جوابيه را مشاهده مي كنيد :

http://www.loor.ir/nuke/modules.php?name=News&file=article&sid=602

برادران و خواهران فرهیخته، اندیشمندان و هنرمندان و نویسندگان دلسوز فرهنگ و هنر و اجتماع ایل سرافراز بختیاری

با سلام

اینجانب حمید بهرامی تصویر ساز و کاریکاتوریست چندی پیش کاریکاتوری را با موضوع بشقاب پرنده ( UFO ) برای مجله کیهان کاریکاتور اجرا نموده که این اثر باعث بروز برخی سوءتفاهمات و حساسیت های قومی نزد برخی از فرهیختگان ایل بختیاری شده است.

شاید لازم باشد برای توضیح خصوصیات این اثر و رفع سوءتفاهمات یا برداشت های ناروا نسبت به این کار مطالبی را خدمت شما عزیزان عرض نمایم تا انشاءالله یاعث رفع سوءتفاهمات گردد.

همچنان که همگان آگاهند، هنر کاریکاتور هنر اغراق در ظاهر و محتواست که بدون این دو فاکتور، کاریکاتور معنا و مفهوم واقعی خود را تا حد یک صفحه طراحی ساده و بدون معنی از دست خواهد داد.پس بنابراین لازم به توضیح است که اغراق لازمه این هنر می باشد.

و اما موضوع روی جلد، یک مرد بختیاری را به تصویر کشیده که با اسلحه برنو خود یک سفینه یا بشقاب پرنده را سرنگون کرده است.

آیا سرنگون کردن یک شقاب پرنده که هنوز ماهیت و منشا آن و اینکه از کجا می آیند و بروی زمین چه عملیاتی را انجام می دهند عمل توهین آمیزیست؟ بهتر است یادآور شوم که سالهای سال است بسیاری از مراکز امنیتی و تحقیقاتی غرب پروژه هایی را در راستای شناسایی این پدیده انجام داده اند که تا بحال توضیح دقیق از چگونگی ماهیت این بشقاب پرنده ها داده نشده و همچنان بعنوان یک علامت سوال در نزد دانشمندان و محققان علوم نظامی و غیره باقی مانده است.

 با این پیش زمینه اگر اغراق را قسمتی از ماهیت کاریکاتور متصور شویم، می توانیم در مقابل انبوهی از تجهیزات شناسایی و ماهواره های نظامی که در درک و شناسایی پدیده بشقاب پرنده ناتوان مانده اند، انسانی را متصور شویم که با حداقل امکانات(تفنگ برنو) توانسته این جسم ناشناس را شکار کند.

شما از این اتفاق چه نتیجه ای می گیرید؟ آیا با بنده حقیر هم نظر نمی شوید که در خصوصیات مرد شکارچی 1-تبحر در شلیک 2-ذکاوت و تیزهوشی در نشانه گیری و 3- قدرت در سرعت عمل نهفته است؟ آیا این خصوصیات دارای بار منفی رفتاری است یا موید خصوصیات مثبت است؟

فراموش نکنیم که تیراندازی و تبحر در آن جزو خصوصیات و توصیه های دینی ما مسلمانان است و از ارزش هایی است که اسلام مسلمانان را بعه آن توصیه نموده. پس بنابراین اینکه پوشش شکارچی لباس بختیاری است، نکته ایست که در تعریف و تمجید از این مرد و قومیت آن می تواند برداشت شود.

و حالا چرا لباس ایل بختیاری؟ همیشه رسم بر این است که هنرمندان ویژگی های تصویری اثر خود را در ظاهری متصور شوند که نسبت به آن اطلاعات کافی دارند. با این مقدمه باید خدمت همه عزیزان و دلسوزان فرهنگ و اجتماع ایل بختیاری عرض کنم که بنده حقیر اصالتی بختیاری با ریشه هفت لنگ و از اولاد گله (اسکندری) می باشم. پس می توانم این ارزش رفتاری را به ایل و فرهنگ خود که نسبت به خصوصیات ظاهری و باطنی آن درک کاملی دارم بیان کنم.

متاسفانه در مطالبی که در برخی از سایت ها درج شده است، نکات بسیاری مورد سوء تفاهم قرار گرفته که اشاره به آنها احتیاج به ساعت ها توضیح دارد. نکاتی مانند لم یزرع بودن محیط یا ظاهر مرد جوان و یا خصوصیات سگی که نسبت به یک موجود غریبه از خود واکنش نشان می دهد و یا فراتر از آن تقابل فرهنگ ایل بختیاری با مدرنیته و... که بنده سعی خواهم نمود به تمامی این نکات در نامه ای دیگر اشاره داشته باشم. باشد که این نوشتار عاملی بر آشنایی هنرمندان و فرهیختگان ایل بختیاری با یکی از کوچکترین هنرمندان این قوم گردد.

در پایان، اینجانب حمید بهرامی عذرخواهی و تاسف خود را از رنجیده شدن برخی نگاه های ظریف و دلسوز ایل بختیاری ابراز می دارم. انشاءالله این توضیحات عاملی بر رفع سوءتفاهمات و جلوگیری از برخوردهای احساساتی باشد.

                                                 حمید بهرامی 24/8/85

 

البته همانگونه كه مشاهده مي كنيد در اين جوابيه حرف و حديث هاي بسياري وجود دارد كه براي روشن شدن قضيه مي توانيد مقاله اي كه به قلم عيسي قائد رحمت در لور منتشر گرديده را مطالعه فراييد http://www.loor.ir/nuke/modules.php?name=News&file=article&sid=609

 

در آخر از دوستاني كه بيانيه جمعي از وبلاك نويسان قوم لر را امضا نكرده اند تقاضا دارم بريا امضاي اين بينيه روي قسمت 5 نظر كليك كنند .

                   

                                  امضای بیانیه وبلاگ نویسان 5 نظر

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 23:16 توسط مجتبی هیودی

در محكوميت كاريكاتورهاي توهين آميز برخي نشريات

بيانيه ي جمعي از وبلاگ نويسان قوم لر

 

در روزهاي اخير،شاهد جرياناتي هستيم كه در هجوم بي شرمانه ي خود،تنها داشته هاي يك قوم كهن پارسي را به سخره مي گيرد.درج كاريكاتورهاي توهين آميز در دو نشريه ي "كيهان كاريكاتور"و "دختران"و ارتباط آن با نوع پوشش مردان "قوم اصيل بختياري"هر انسان منصف و آگاهي را به تعجب وا مي دارد چه آنكه سوابق درخشان اين قوم،بر هيچ ايراني آزاده اي پنهان نبوده و نيست؛چه آن زمان كه "لشكر نادري"درمانده از هر سو، دست به دامان دلير مردان اين قوم مي شد و چه آن زمان كه "شلاق استبداد"پيكر رنج كشيده ي مملكت را به خود رايي و خود كامگي مي نواخت.

در اين سالهاي بلندِ بگذشته بر اين كشور كهن،نبود روزگاري را كه "بختياري"فارغ از غم "ايران"سر كند و در هر صحنه اي به قدر بضاعت خود پاي پيش نهاد.تا امروز كه از آن همه يادگارها و يادهاي بيشمار،هويت ،فرهنگ،و آداب و سنني هر چند به قدر سايه اي از منزلت ديروز،بر جاي مانده است و البته صد افسوس كه از اين ميان بي مبالاتي ما و رندي "ديگران"كمر به حذف اندك داشته هاي قوم بختياري بسته اند.تا بدانجا كه ظرف چند روز، دو كاريكاتور  در دو نشريه كشور به چاپ مي رسد و در هر دوي آن در كمال وقاحت،شاهد به مضحكه گرفته شدن لباس و پوشش مردان بختياري هستيم....

در اين رابطه برخي از "وبلاگ نويسان بختياري"و دوشادوش آنها برادران وبلاگ نويس "لر"در صدد محكوم نمودن اين جريانات بر آمده اند.بيانيه ي زير كه به نحوي بازگو كننده ي نظرات گروهي از اين عزيزان مي باشد،در صورت تاييد (امضا)شما دوست و همتبار گرامي،از اعتبار دو چنداني برخوردار خواهد شد.پس عاجزانه تقاضا مي شود با مطالعه ي دقيق اين بيانيه،و در صورت موافقت با اصول كلي،آن را امضا نماييد.

 

بسم الله ارحمن ارحيم

 

* ما ، گروهي از وبلاگ نويسان بختياري و لر،ضمن محكوم نمودن توهين برخي نشريات به هويت اصيل بختياري،خواستار توضيح شفاف مسئولين اين نشريات،و عذر خواهي رسمي آنان در قبال اينگونه بي حرمتي ها در خصوص  يكي از اقوام اصيل ايراني مي باشيم

 

 

* وبلاگ نويسان بختياري ضمن توجه به اوضاع حساس مملكت اسلامي خود،و آگاهي از فتنه جويي هاي برخي عناصر فرصت طلب،بيش از پيش به ارائه ي خدمات فرهنگي و روشن گرانه در ارتباط با ايل بزرگ بختياري خواهند پرداخت و فارغ از برخي جو سازي ها خواستار تعهد اين نشريات و ديگر كارپردازان فرهنگي كشور در قبال عدم تكرار چنين گستاخي هايي مي باشند

 

* از مجلس محترم شوراي اسلامي مي خواهيم كه با تصويب قانوني،جلوي سوء استفاده كنندگان از هنر زيباي كاريكاتور را بگيرند و اجازه ندهند گروهي با دست آويز قرار دادن اين هنر،به توجيه اقدامات دور از ادب خود بپردازند

 

* تاريخ چند دهه ي اخير كشور شاهد هيچگونه رفتار غير مدني از سوي مردم قوم لر نبوده است و در برابر اين جريان نيز،با اقدامات سنجيده و منطقي خود و به دور از هياهو هاي رايج (كه چندي پيش نيز شاهد آن بوديم)  تنها به دنبال احقاق حقوق فرهنگي و منزلت اجتماعي خود مي باشد

 

*ما ، امضا كنندگان اين بيانيه ضمن دعوت از همتباران خود به خويشتن داري ،از هر گونه بهره برداري جناحي و حزبي در خصوص اين مسئله ابراز بيزاري مي نماييم و معتقديم كه "قوم لر"همچون هميشه متانت و سعه ي صدر خود را در برابر محركانِ سود جو به نمايش خواهد گذاشت.

 

* از خدا خواهيم توفيق ادب              بي ادب محروم ماند از لطف رب

                                                                                              " جمعي از وبلاگ نويسان قوم لر "

 

برای امضای بیانیه روی قسمت ۵نظر کلیک کنید   5 نظر
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 11:53 توسط مجتبی هیودی

سنگ بد گوهر اگر كاسه ي زرين بشكست

                              قيمت سنگ ، نيفزايد و زر ، كم نشود

 

مدت زمان زيادي از رفع توقيف روزنامه ايران و حوادث مربوطه به آن نمي گذرد و متاسفانه باز هم در روزهاي اخير شاهد چاپ كاريكاتورهاي اهانت آميزي از سوي برخي نشريات بوده ايم كه اينبار فرهنگ و لباس بختياري ها را هدف قرار داده اند .

مشاهده كاريكاتورها

قضاوت با شماست.........................................

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 22:3 توسط مجتبی هیودی |

عشاير از لحاظ امرار معاش كمترين وابستگي را به ديگر قشرها دارند و بيشتر مايحتاج غذايي را با دست خويش تامين ميكنند. در اين بين لبنيات نقش عمده اي در سبد مصرفي هر خانوار دارد. به همين لحاظ در زير سعي مي شود طريقه و آداب دوشييدن شير به صورت خلاصه بيان گردد.

عشاير بيشتر شير مورد نياز خود را از بزها تامين مي كنند اين كار بيشتر به دو دليل عمده انجام مي گيرد يكي به خاطر نياز بيشتر بره ها نسبت به بزغاله ها به شير ( بزغاله ها سريعتر به چرا عادت مي كنند ) و ديگري سختي دوشيدن گوسفند نسبت به بز . با اين وجود دوشيدن گوسفند نيز در بين برخي طوايف مرسوم است.

در روز معمولا يكبار بزها را مي دوشند و اين كار اغلب حوالي بعد ظهر انجام مي شود. براي اين كار معمولا گله را بسته به موقيت جغرافيايي وارگه محصور مي كنند و يا آنها را داخل چير (cher) مي كنند و بزهاي غير شير ده را غربال مي كنند. در اين مرحله اصطلاحا بزها را دو (do) مي زنند ( با صداي بلند و پشت سر هم كلمه دو(do) را تكرار مي كنند) . با دودو كردن تحرك خاصي در بزهاي غير شيرده و نر ايجاد مي شود و به سوي بيرون از حصار حركت مي كنند. افرادي نيز با چوب دستي در كنار در چير قرار مي گيرند كه اگر احيانا بز شيردهي به سوي بيرون از چير فرار كرد با چوب اين بز را برگردانند.

پس از اينكه بزهاي غير شيرده را جدا كردند بسته به تعداد بزها، زنان شير دوش براي دوشيدن اقدام مي كنند ( اين كار معمولا توسط يك يا دو نفر از زنان مال انجام مي گيرد ) . براي دوشيدن شير هر زن يك سطل و يا پاتيلي به همراه دارد . زنان شير دوش به حالت خاص بر روي سنگي بر زمين مي نشينند و يك نفر بزها را به سمت محل دوشيدن هدايت مي كند ( اغلب بزها بر حسب عادتي كه دارند خود به سوي زن شير دوش مي آيند). فرد ديگري در مقابل زن شير دوش مي نشيند و سر بز را مي گيرد تا در هنگام دوشيدن كمتر تكان بخورد . اين شخص معمولا با گله آشنايي دارد و بالفرض اگر يكي از بزها صاحب بزغاله اي ضعيف باشد از دوشيدن شير آن جلوگيري مي كند و .............

زنان با مهارتي غير قابل توصيف به دوشيدن بزها مشغول مي شوند و شير هر بز را تا حد معيني مي دوشند به طوري كه مابقي شير هر بز به اندازه اي است كه بزغاله اش از اين شير سير بخورد و گرسنه نماند .

پس از پايان دوشيدن شير ظرف ها را به مال برده و درون پاتيلي مي ريزند و روي چاله مي گذارند تا جوش بزند تا براي مصارف مورد نياز آماده شود.

 

ادامه دارد .....................

 

 Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 19:9 توسط مجتبی هیودی |

كوگ نازنينم دوزنو دوارته ، سي دل برشتم هم درار صداته ، كوگ نازنينم بيو زنو هم بخون سيم ، در بده منه مال قهقهاته

     Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

 

 

و افسوس از اين جهت كه فقدان تو براي ايل بسيار گران است و كسي نمي تواند جاي تو را پر كند. و شايد موسيقي ايل سالها به عزاي تو بنشيند .............

 

شير زرد زونينه زه اخو بميره

                                         نداره كر گپ جاس بييره

 

روحش شاد

  راهش استوار

 

 

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 20:1 توسط مجتبی هیودی |

 

Image hosting by TinyPic

به چه مي نگري كودك امروز !!!

مي دانم... ديبيت تو جايش را به شلواري جين داده است مي دانم ... و گرفتند از تو چوقايت را با سلاح تمدن و رحم نكردند بر لچك و ميناي خواهرت .

سلاح بي تمدنان كهنه است و فرسوده . اما باز تو مي نگري .......... مي نگري بر تركش هاي تمسخرشان كه زبانت را به اصابت گرفتند مي دانم ... تو مي نگري و مي بيني جان دادن زبانت را و از آن بابت است كه زانوهايت را به بغل گرفته اي و نه !!! شايد از اين بابت كه ضعف آنچنان بر زبانت چيره گشته كه نمي تواني با زبان خويش با همتبارانت درد دل كني شايد .........

....... اما نگريستن و زانو به بغل گرفتن كافي نيست ........ بايد كاري كرد .

و تو مي تواني ........

دير زماني نيست كه اين را اثبات كرده اي . مرور كن خاطراتت را ؟

آري به ياد آر زماني كه كلاهت را برداشتند و كلاه پهلوي بر سرت كردند و گوشهايت را گرفتند آري ......... تو خواستي و توانستي و كلاهت را باز پس گرفتي .... اما امروز تمدن خواران بي تمدن دوباره كلاه تو را برداشته اند و كلاه بي كلاهي اي براي تو ساخته اند كه اين بار چشمانت را نيز مي پوشاند تا تو تو ديگر نظاره گر هم نباشي !!!!! و روزي مي سازند كلاهي كه زبانت را نيز بپوشانند .

نگريستن ديگر كافيست ............ دستهايت را ستون كن ............ برخيز !!!

آري زبانت هنوز نفس مي كشد. پس تو زنده اي !!!!

زانو هايت را رها كن     

دست هايت را ستون

برخيز  

كودك فردا چشم به راه توست ........

                     Image hosting by TinyPic     

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 20:22 توسط مجتبی هیودی |

علي قلي خان سردار اسعد آنگونه كه بايد شناخته نشد و نام او هميشه در سايه اتهاماتي است كه بيشتر از روي كوته بيني و غرض ورزي به او وارد كرده اند. دوم آبان سالروز وفات سردار مي تواند بهانه خوبي براي پرداختن به اين مسايل باشد . و بايد از ابراهيم خدايي در ايجاد انگيزه براي نوشتن تشكر كنم.   

 

شايد هنگامي كه بختياري ها تهران را به نفع مشروطه فتح كردند در مخيله هيچ كس نمي گنجيد كه زماني شكست استبداد صغير از سوي اينان چنان به حاشيه رانده شود كه در يكصدمين سالگرد مشروطه از اين شيرمردان كمتر ياد شود و حتي تا جايي پيش رود كه مورد سرزنش و انتقاد سايرين قرار گيرند.

با اندك نگاهي به ديگر جرياناتي مانند آذري ها كه در شكست استبداد صغير و شكل گيري مشروطه در سايه بختياري ها قرار داشتند بيشتر به اين مهم پي مي بريم ( البته اين را بايد ذكر كرد به هيچ وجه نبايد آذري ها را در اين مورد سرزنش كرد و يا به باد انتقاد گرفت كه اينان رسالتشان را در مورد قوم خود به رشته تحرير در آورده اند و اين مورد ستايش است . بيشترين انتقاد برخود ما وارد است كه نتوانستيم حق مطلب را آنگونه كه هست ادا كنيم ..... ) . بزرگترين عاملي كه باعث به حاشيه راندن قيام بختياري ها گرديده اتهامي است كه به سردار اسعد ، سردار فاتح تهران وارد مي كنند و آن چيزي جز ارتباط با دولت انگلستان نمي باشد. و اين خود جاي تامل دارد و به هيچ وجه نبايد آن را جدا از شرايط زماني و مكاني سردار اسعد مورد كنكاش قرار داد .

سردار اسعد به هر دليلي از كشور خارج شده ؛ در فرنگ اقامت مي گزيند و جز معدود روشنفكراني واقع مي شود كه پايگاه مردمي عظيمي در داخل كشور دارد ( اين مهم نه به خاطر تفكرات سردار اسعد بلكه به خاطر احساسات قومي بوده است ) و شايد همين پتانسيل باعث مي گردد كه وي مورد توجه دولت انگلستان قرار گيرد . پس از مدتي سردار اسعد به عضويت انجمن هاي فراماسونري در مي آيد .

بعد ها همين عضويت دليل محكمي بر اثبات ارتباط سردار اسعد با دولت انگلستان ميگردد و به همين سبب از وي به عنوان يك خائن نام برده مي شود و به تبع آن قيام بختياري ها نيز زير سوال مي رود . در حال حاظر نيز اين مسئله در اذهان عمومي باقي است از همين رو اين عضويت و ساير مسايل مربوط به پيروزي بختياري ها را مورد بازبيني قرار مي دهيم تا شايد مسيله كمي روشن تر گردد :

اولا: تا آنجا كه بنده اطلاع دارم سردار اسعد هيچ گاه به عنوان عضوي فعال در اين انجمن ها در نيامد . و هرگز نتوانست هم پاي برخي روشنفكران مانند تقي زاده كه انجمن فراماسونري فراموش خانه را تشكيل دادند در اين حيطه فعال عمل نمايد.(البته در مورد تقي زاده نيز افراط و تفريط هاي زيادي از سوي مخالفان و طرفدارانش صورت گرفتهاست)

دوما: با توجه به شرايط زماني و مكاني روشنفكران زيادي در انجمن هاي فراماسونري عضويت داشته اند كه هر يك از اين افراد انگيزه هاي خاصي را دنبال مي كردند  ولي هيچ گاه از اين افراد به بدي ياد نشد. حتي برخي از اين افراد مورد ستايش همگان قرار گرفته اند . ( در اين نوشتار به دليل حفظ ارزش اين افراد عدم استفاده ابزاري از ذكر نام اين افراد خودداري مي كنم ولي پيدا كردن نام اين افراد آنچنان مشكل نيست )

سوما: سردار اسعد در فتح تهران توسط بختياري ها نقشي تسريع كننده داشت و با تمام احترامي كه براي شخصيتي بزرگ چون سردار اسعد وجود دارد هرگز نبايد تصور گردد كه قيام مردم پاك سرشت بختياري با تفكرات سردار اسعد شكل گرفته كما اينكه سردار اسعد زماني فرماندهي بختياري ها را به دست مي گيرد كه اصفهان توسط اينان فتح گشته بود و با توجه به روحيه و شجاعت سپاه بختياري و مهيا بودن ساير شرايط فتح تهران توسط اينان دور از ذهن نبود. پس از اينكه سردار اسعد عهده دار فرماندهي سپاه بختياري مي شود سريعا به سوي تهران حركت كرده وپايتخت را به تصرف خود در مي آورند ؛ پس به هيچ وجه سردار اسعد نمي توانسته در اين مدت اندك قيام بختياري ها را تحت تاثير فكري زيادي قرار داده باشد .

چهارما: هر چند مشروطه آن مسيري كه بايد طي نكرد ولي نبايد مقصر اصلي اين جريان را سردار اسعد دانست . واضح است كه پس از فتح تهران سپاه بختياري با توجه به قدرت و شرايطي كه داشت مي توانست تغيرات دلخواه خود را اعمال نمايد و حتي سلسله قاجار را حذف و حكومت را به نام بختياري بزند.(بايد توجه داشت كه هر چند اگر چنين اتفاقي مي افتاد در ابتدا از سوي ساير قوميت ها مقاومت هايي صورت مي گرفت اما با توجه به نفرتي كه از حكومت قاجار در بين عموم وجود داشت تسلط بختياري ها دور از ذهن نبود) اما بزرگ منشي سردار اسعد و همقطارانش مانع از اين امر مي گردد و سردار اسعد تا ورود ديگر نيروهاي مشروطه خواه صبر مي كند . و تمام تصميمات تعيين كننده در مسير مشروطه توسط جميع بزرگان و روشنفكران حاضر در جريان كه از قوميت هاي مختلف بودند اتخاذ مي شود. از اين رو نبايد سردار اسعد و بختياري ها را متهم به ارتباط با انگلستان كرد كه اگر ارتباطي بود در ساير افراد نيز وجود داشت .

در آخر همانگونه كه گفته شد درست است كه در جريان مشروطه حق مطلب در مورد سردار اسعد و بختياري ها بيان نگرديده است اما حق دادني نيست بلكه گرفتني است پس بايد اعتبار از دست رفته امان را دوباره بدست آوريم.

 

+ نوشته شده در دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 20:50 توسط مجتبی هیودی |