اي ماه روزه هم ري به تموميه ، اي چند شو آخر آدم تازه درك ايكنه كه اي ماه چه داره كه خدا خوس چينو عزيزس كرده. خيلي وقت بي كه دعا ابو حمزه ثمالي من مراسمات احيا ايخوندم اما هيچ وقت مثل امسال به معني دعا التفات نكردم :
الهي و سيدي
و عزتك و جلالك
لئن طالبتني بذنوبي لاطالبنك بعفوك
و لئن طالبتني بلومي لاطالبنك بكرمك
و لئن ادخلتني النار لاخبرن اهل النار بحبي لك .
الهي و سيدي
ان كنت لاتغفر الا لاوليائك و اهل طاعتك فالي من يفزع المذنبون
و ان كنت لاتكرم الا اهل الوفائ بك فبمن يستغيث المسيئون
پروردگارم ، تاج سرم
به عزت و بزرگواريت قسم
اير مونه به سي گناهم بازخواست كني ، مو هم عفو و بخشش تونه زت طلب ايكنم
و اير به ذليل كردن خوم بازخواستم كني ، مو هم كرمت تونه زت طلب ايكنم .
اير مونه منه جهنم بكني ، شادا طاقت نارم و سي همه جهنميو بگم كه تونه دوست دارم !
پروردگارم ، تاج سرم
اير غير نزيكون گوش به فرمونته نيامرزي ، په ايما گنهكارو به كي پناه ببرن ؟
و اير غير وفا دارون خوته گرامي نداري ، په ايما بدكارو به درگاه كه طلب آمرزش بكنيم ؟
سالهاست فرياد ايل با صداي او زنده است. بهمن علاءالدین ( مسعود بختياري ) نامي است كه نواي بختياري با او نفس مي كشد و مردمان ايل او را هرگز از ياد نخواهند برد. حتي اگر مدت زمان زيادي از آخرين كنسرت او گذشته باشد .
تو بـه دير و مو دير، كـوه وسـت به ميونه
مـر خدا طاقـت بده دل هــر دمونه
شــو دراز و مـه بلد دلـم نـي گره جـا
هر كي من جامو نشست دلس چي دلم با
كاشكي مو كوگي بيدم تو چي چشمه سارون
كاشكي تو چي گلي بيدي مو اور بهارون
چـــه ور اي دلـم كنم خيلـي دردمنده
چـي كـــنار سـر ره پر قدس نمنده
و شايد زمان آن رسيده باشد كه بار ديگر صداي او گرمابخش دل خسته همتباران باشد . و شايد نوبت ما باشد كه در حد توانمان براي دعوت از ايشان در برگزاري كنسرت تلاش كنيم . از تمامي دوستاني كه در اين زمينه مي توانند كاري انجام دهند تقاضا دارم در اين راه كوتاهي نكنند .
تا بعد ............

امام حسن (ع) از بذل جان خود دريغ نداشت، و امام حسين (ع) در راه خدا جانبازتر از حسن نبود. چيزى كه هست، حسن، جان خود رادر يك جهاد خاموش و آرام فدا كرد و چون وقت شكستن سكوت رسيد، شهادت كربلا واقع شد؛ شهادتى كه پيش از آنكه حسينى باشد. حسنى بود!
چندي است كه قصد دارم بخش جديدي در موضوعات وبلاگ شروع كنم كه در آن داشته ها و هنر هايي كه زنان و مردان بختياري براي زندگي عشايري نياز دارند شرح دهم. مدت ها بر روي عنوان اين موضوع فكر كردم و در آخر به اين نتيجه رسيدم نام اين بخش زندگي به سبك بختياري باشد . مطلب زير اولين پست در اين زمينه مي باشد لذا از دوستان مي خواهم نظر خود را راجع به اينچنين بخشي و نام مناسب براي آن بيان كنند .
پختن نان
يكي از اولين و پيش پا افتاده ترين كارهايي كه يك دختر بختياري در جوامع عشايري بايد فرا گيرد پختن نان مي باشد براي انجام اين كار وسايلي از قبيل: آرد بيز ، تشتي ، مجمه ، تير ،نو ون ، تووه و تبق مورد نياز است كه تمام اين وسايل در يك مال بختياري پيدا مي شود . حال به شرح چگونگي پخت نان مي پردازم
ابتدا آرد را به وسيله آردبيز در تشتي بيخته تا دانه هاي درشت و ناخالصي آرد گرفته شود. پس از آن چينه ( خمير ترشي كه از روز قبل براي تهيه خمير نگهداري كرده اند ) را همراه نمك را به آرد زده و آب را كم كم به آن اضافه مي كنند و آن را ورز مي دهند . اغلب اين كار را شب و قبل از خوابيدن انجام مي دهند مگر در موارد اضطراري كه نان براي مصرف روزانه كم باشد . پس از درست شدن خمير تبق و مجمه را روي آن گذاشته و در جاي امن نگهداري مي كنند .
صبح دم شخصي كه قصد پختن نان را دارد قبل از همه بيدار شده و در چاله آتش روشن مي كند و تووه ( tove) ( وسيله اي كه بر روي آن نان مي پزند ) را روي آن مي گذارد. آتش نيز نبايد به حدي باشد كه نان را بسوزاند. پس از اين كار چند چونه خمير درست كرده و در ظرف آرد قرار مي دهد و سپس مقداري آرد بر كـف مجمه(majme) مي پاشد و چونه اول را در مجمه قرار مي دهد و با تير آن را پـهن مي كند بعد با مهارتي خاص خمير پهن شده را از كف مجمه بلند كرده و روي نو ون (no van) مي كشد و با اين وسيله نان را به تووه داغ مي زند. در مدت زماني كه نان در حال پختن است يك چونه جديد گرفته مي شود و در آرد قرار مي گيرد و اگر حرارت آتش كم شده باشد مقداري سوخت به آن اضافه مي كنند ؛ اين كار به وسيله يك چوب بلند انجام مي گيرد . در همين حال نان را بر مي گردانند . و چونه اي ديگر را در كف مجمه قرار داده پهن كرده و بر نو ون مي كشند .
حال ديگر نان اول پخته شده آن را بر مي دارند و نان بعدي را به تووه مي زنند اين كار تا تمام شدن خمير ادامه پيدا مي كند . البته چونه آخر را در همان ظرف آرد نگهداري مي كنند تا هنگام تهيه خمير ازآن به عنوان خمير ترش استفاده كنند . بستگي به ضايقه مردمان هر منطقه نوع نان مصرفي متفاوت است ولي در بيشتر مناطق نان فتير استفاده مي شود . در اين نوع نان چونه ها كوچكتر گرفته مي شود و يك نان نازك ميپزند و خمير بعد را نيز پس از پهن كردن بر نان اول مي زنند طرفي كه خمير است را بر تووه مي پزند اين كار بستگي به نازكي نان ها چندين بار تكرار مي شود .
هر چند اصول اوليه پخت نان تقريبا به يك صورت مي باشد ولي بستگي به هنر و صليقه دختران و زنان كيفيت و طعم نان تغيير مي كند به صورتي كه برخي از نان ها به اصطلاح از گلو پايين نمي رود ( هر چند تعداد افرادي كه چنين نان هايي مي پزند بسيار اندك است ) و مزه برخي نان ها هرگز از كام انسان نمي رود . عكس زير يكي از زنان طايفه هيودي را در حال پختن نان نشان می دهد
چند وقتي است كه كوچ پاييزه ايل شروع شده است . موئد كوچ مردمان ايل را حال و هواي ديگر است. حتي كساني كه سالهاست از كوچ عشايري بدورند . حتي براي من .......................
براي من و امثال مني كه روايت كوچ را از زبان ديگري فهميده اند و هـر فصل كوچ مندير روايتي تازه از دردي كهنه .
از اينكه چرا هر سال از تعداد افراد كوچ رو كاسته مي شود و اين خود معلول علت هايي است كه جاي كنكاش و موشكافي دارد .
چندي قبل قصد داشتم در وبلاگ گروهي ولات به اين موضوع بپردازم و نوشته هايي نيز در اين مورد داشتم اما بنا به دلايلي اين وبلاگ رو به سردي نهاد و صد البته مشغله زياد در اين مسئله بي تقصير نبود در هر صورت بي مناسبت نديدم كه در اين ايام يادي از اين نوشته ها بكنم .
غم لر غم غربــت کوچ نیســـت
خداحافظ ای کوچ هر سال من خداحافظ ای بخـت و اقـبال من
خداحافظ ای چشمه های قشنگ خداحافظ ای اسب و زین و تفنگ
خدا حافظ ای مردم ساده پوش خداحافظ ای ایل پر جنب و جوش
خداحافظ ای مشکو دوغ و کره خداحافظ ای کبکـو میـش و بـره
سرزمين بختياري سرشار از زيبايي ها و جاذبه هاي طبيعي است كه كمتر شناخته شده اند و در مواردي كه اين جاذبه ها مورد شناسايي واقع شده اند متاسفانه جز ايجاد مزاحمت گردشگران و به جاي ماندن زباله هاي غير قابل بازگشت هيچ سودي براي اهالي اين مناطق نداشته اند . يكي از اين مناطق بيشه ديوني است .
اين بيشه در شمال شهرستان دزفول و در دامنه يكي از كوه هاي منطقه ديوني واقع شده است. غالب پوشش اين بيشه ني مي باشد كه در چهار فصل سال سرسبزي چشم نوازي دارد. عشاير از ني اين بيشه در ساخت نتنه ( وسيله اي كه دور سياه چادر كشيده مي شود و لامردون « مهمان نشين » را از اندروني جدا مي كند ) كولا ( سايه باني كه بالاي مشك آب زده مي شود ) و خوراك گاوهايشاه استفاده مي كنند.علاوه بر ني درختان بسياري در اين بيشه وجود دارد كه اكثر آنها در فصل تابستان ميوه مي دهند؛ از جمله اين درختان مي توان به انگور، انجير، مورد و ... را نام برد.
چشمه هاي بسيار گوارايي از بالاي اين بيشه مي جوشد كه سرازير شدن از دامنه كوه و به هم پيوستن اين چشمه ها صحنه هاي بسيار زيبايي ايجاد مي كند و چشم هر بيننده اي را خيره مي كند. آب روستاي عشايري ديوني نيز از همين چشمه ها تامين مي شود. مابقي آب پس از به هم پيوستن و ايجاد رودي پر آب باعث رونق گرفتن كشاورزي در پايين دست گرديده است. حيوانات و پرندگان زيبايي نيز در اين بيشه وجود دارد كه از آن جمله مي توان به سمور اشاره كرد .
در روزهاي تعطيل وحتي غير تعطيل اين بيشه ميزبان گردشگران زيادي است كه همانطور كه در اول مطلب اشاره شد هيچ سودي براي اهالي منطقه ندارد ( شايد هم اهالي از اين فرصت هيچ استفاده اي نمي كنند بطوريكه حتي يك مغازه براي تامين خواسته هاي گردشگران در اين منطقه و روستاي ديوني وجود ندارد ) . بعضا اين گردشگران باعث دردسرها و خساراتي مانند شكستن لوله آب روستا و خراب كردن باغات اهالي مي شوند. حتي دو سال پيش بخش اعظمي از اين بيشه با سهل انگاري گردشگران آتش گرفت ولي با استعداد خاك بيشه ني و درختان آن دوباره شروع به رويش كردند به طوريكه اثر چنداني از اين حادثه بجاي نمانده است اما زباله هاي اين گردشگران حتي براي خود آنها نيز ايجاد مشكل كرده است .
عكس زير گوشه اي از زيبايي هاي اين بيشه را به نمايش در آورده است.
طي هفته اخير پاپ بنديك شانزدهم رهبر كاتوليك هاي جهان در يك اجتماع صحبت هايي را ايراد كرد كه در آن توهمات ذهني خود درباره دين اسلام را مطرح كردند و اين باينات اعتراض به جاي مسلمان را به دنبال داشت. در اين راستا ابوذر رحيمي كه تقريبا تمامي دوستان وي را با وبلاگ پر بار و زيباي اصالت بختياري مي شناسند در وبلاگي ديگر تحت عنوان پيامبر اعظم بيانه اي را در باب محكوم كردن اين سخنان منتشر كرده است . پس از خواندن اين بيانيه تصميم گرفتم آن را در اين وبلاگ قرار دهم و با صحبت هاي فراوان توانستم ابوذر را براي اين كار ترغيب كنم... . با توجه به اهميت موضوع لينك اين مطلب در زير قرار داده شده است و با نظر دهي در پاي اين بيانيه حمايت خود را از آن بيان فرماييد.
کلیسای خشونت؛نامی که به حتم برازنده ی کلیسای دیروز و امروز مسیحیت است.گروهی که خود باعث و بانی شدید ترین نسل کشی ها در طول تاریخ تا به امروز بوده اند نمی توانند مدعی نوع دوستی و احترام نهادن به ایده های مخالف خود باشند.معلوم نیست آقای پاپ به پشتوانه ی کدام دوران صلح طلبی و نوع دوستی کلیسای مسیحیت،خود را پیرو راستی و درستی می بیند و مسلمانان را پیرو خشونت؟.آیا جناب پاپ نگاهی به ستم های کلیسا در دوران حکومت سیاهش بر اروپا داشته است؟آیا ایشان به نقش دور کننده ی مردم از دین و حقیقت توسط کلیسا اعتراف نمی کنند؟.آیا تکفیر و تقدیس های سلیقه ای توسط کلیسا را می توانند توجیه نمایند؟.آیا دشمنی کلیسای به ظاهر مسیحی با علم اندوزی و کسب دانش را قابل دفاع می دانند؟.آیا لشکر کشی های متوالی و بیهوده برای تصرف سرزمین های اسلامی؛بخشی از صدور مسیحیت به شکل صلح آمیز است؟.معلوم نیست آقای پاپ با چه معیار و دانشی؛دین مبین اسلام را متهم به خشونت طلبی می نماید،در حالی که تاریخ تا به امروز شاهد فجایع بی شماری توسط پیروان کلیسای مسیحیت تحریف شده بوده است.از جفا کاری های دوران امپراطوری روم مقدس!!که بگذریم به دوران سیاه و وحشت انگیز تفتیش عقاید می رسیم.سوزاندن مخالفان حتی تا آنجا که دامن دانشمندان و محققان(گالیله)را می گیرد،انسان را به تحیر و تاسف وا می دارد.و تا چندی پیش که قتل عام مسلمانان در منطقه بالکان صورت گرفت و امروز که حمله آمریکا به کشورهای اسلامی توسط پیروان کلیسای صلح طلب جناب پاپ صورت می گیرد؛بهترین زمان برای متهم نمودن مسلمانان به خشونت طلبی است!!!آنچه مسلم است آقای پاپ بندیک شانزدهم هیچ گونه معرفتی نسبت به مبانی و تعالیم انسان ساز اسلام ندارند و تنها با استناد به عمل گروهی که به طور حتم آیینه ی اسلام نیستند،اقدام به ایراد این گونه محملات نموده اند.بر شمردن تنها گوشه ای از سابقه ی طلح طلبی کلیسا!!نه به آن دلیل است که امروز را برای دیروز محاکمه کنیم(هرچند که آقای پاپ بدون در نظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی چنین کردند).بلکه پیام این نوشتار این است که:جناب پاپ!.تاریخ کلیسایی که شما به رهبری آن می نازید پر است از فجایع و جنایات رقت بار .پس لطفا نسنجیده مطلبی را بازگو نفرمایید در پایان از تمامی عزیزانی که این مطلب را مطالعه نموده اند خواهشمندم که با ارائه نظر خود به نوعی آن را امضا نمایند.
یکشنبه 26 شهریور ماه سال 1385
محکومیت سخنان پاپ
05:57 AM | ابوذر رحیمی | مقالات.اخبار... |محکومیت[24]