صبح روز آخر کوچ ایل از پیر باد دوش بار کرده , بعضی از مال ها از همین جا راه خود را از ایل جدا کرده و به سوی مایملک خود می روند. اما بیشتر ایل به سمت منطقه دالونی (daloni) حرکت می کند این منطقه که در بهار قبل از دیگر مناطق برف آن آب می شود در این فصل سرسبز و پوشیده از بوته های گون می باشد. نزدیک ظهر ایل به این منطقه می رسد, اکثر مال ها در همین منطقه و در وارگه خود بار می اندازند.
تعدادی از مال ها نیز به سوی اشترانکوه و قله های سر به فلک کشیده آن می روند. در این ماه از سال اشترانکوه پوشیده از برف است, از زیباترین مناطق اشترانکوه می توان به تخت شاه و لونه قلا (lone ghela) اشاره کرد . ما نیز به سوی لونه قلا می رویم , این مال ها نیز حوالی غروب به مقصد می رسند . این منطقه همانگونه که گفتیم پوشیده از برف است و حتی برف تا نزدیکی وارگه وجود دارد و طی چند روز برف ها کم کم آب می شوند و به جای آن ها علف های سرسبز شروع به روییدن می کنند .
بعد از رسیدن به وارگه مال بار می ندازد و با همکاری هم سیاه چادرها (بهون) را برپا می کنند و به تمیز کردن اطراف وارگه می پردازند.. و طی چند روز زندگی به روال عادی برمی گردد, تا کوچی دیگر............
در کوچ ایل با همیاری تمام مسیر را به پایان می رساند و اگر برای هر یک از مال ها اتفاقی ( بیماری , مرگ , زخمی شدن و...) بیفتد دیگران با تمام وجود به این مال کمک خواهند کرد و شاید حتی بهتر از مال خود به این مال و افراد آن رسیدگی می کنند. از این دست اتفاقات تلخ و شیرین در مسیر کوچ زیاد رخ می دهد که برای زیاد نشدن مطلب و خستگی خوانندگان از آوردن آن ها خود داری کردم . و انشاالله اگر فرستی باقی بود در آینده بیشتر به این نکات خواهم پرداخت.
در پایان باید از برادر عزیزتر از جانم فرج الله بهره ملا که خود این کوچ را انجام داده و در نوشتن مطالب مربوط به کوچ طایفه هیودی مرا یاری کرد تشکر کنم.
مال از تنگ زیوا به سمت کوهی که گله نمک( ( gale nemek نام دارد حرکت کرده و پس از عبور از گله نمک در منطقه سور او( (sor ov بار می اندازد . شب را در همین محل به صبح می رساند و روز بعد از اینجا نیز بار کرده و مسیر خود را به سمت ده کی رو (kii roo) دنبال می کند .
نرسیده به کی رو مال بار دیگر بار می اندازد تا در این محل استراحتی کرده و شب را به صبح می رساند . ده کی رو دارای زمین های آبی زیادی است و درختان کهنسال گردو در این منطقه زیاد است . ساکنان این ده که از طایفه حاجیوند از ایل میوند هستند و برخی از آنها زمستان را نیز در این ده می گزرانند . در زمان کوچ این ده محل عبور طوایف هیودی و عیسوند می باشد . در مورد زیبایی های این منطقه حرف های بسیاری برای گفتن وجود دارد که انشا الله در پست های بعدی به آن می پردازم .
روز بعد نیز مال از ده کیرو گذشته ودر مسیری زیبا به منطقه پا مزرا (pa mazera) می رسد . این منطقه در اوایل بهار پوشیده از برف است , ایل شب را در این دره بسر می کند . و صبح دم از پامزرا بار کرده و از گردنه گله باد دوش (gale bad dosh) که همیشه سال باد های نسبتا تندی در آن می ورزد عبور کرده و به سمت پیر باد دوش( در بین عشایر این منطقه حضرت سلیمان به سلیمان باد دوش شهرت دارد ) حرکت می کند در مورد پیر باد دوش و گله باد دوش نقل قولی شنیدنی در میان عشایر وجود دارد که جای تامل و برسی بیشتر را دارد.
طبق این نقل قول پیر باد دوش قدم گاه حضرت سلیمان میباشد و بنا به اعتقاد عشایر این منطقه که ریشه در زندگی و چگونگی امرار معاش آنها (دامداری) دارد , حضرت سلیمان در گردنه گله باد دوش باد را دوشیده و از آن شیر (نماد برکت) گرفته است عشایر این منطقه اعتقاد خاصی به پیر باد دوش دارند و شب را نیز در حوالی پیر باد دوش می گذرانند .
همانگونه که گفتیم شب های کوچ بسیار پر شور و شوق است بخصوص این شب چون فردای آن قرار است ایل از هم جدا شود و هر مال به سوی ملک خود حرکت می کند . در این شب حال و هوایی وصف نا شدنی در میان مردان و زنان ایل وجود دارد و تا صبح به دور آتش نشسته وبا هم از خوبی های این راه , از با هم بودن ها می گویند و هزارن حرف نگفته .....
و به امید فردا