به ياد قيصر
من سالهای سال مُردم
تا اینكه یك دم زندگی كردم
تو میتوانی
یك ذره
یك مثقال
مثل من بمیری؟
به زمستون وسرمایادمرغزارونم نی رسه به گوش مو بانگ کوگ وسارونم خسته ی زمستونم مندیر بهارونم
من سالهای سال مُردم
تا اینكه یك دم زندگی كردم
تو میتوانی
یك ذره
یك مثقال
مثل من بمیری؟
گفت: عاشق نشدی که بینی پاییز همان "بهار" ست که عاشق شده است

این روزها بحث نام گذاری پل کابلی شهرستان لالی بالا گرفته و مردم به صورت خودجوش نام سردار اسعد را بر این پل گذاشته اند. نا خودآگاه یاد خاطره ای افتادم که ذکرش خالی از لطف نیست:
دی ماه سال 1387 بود که پس از تصویب شورای سردبیری جهت چاپ کار تبلیغاتی آژانس خبری بختیاری به خیابان انقلاب تهران رفتم. موضوع یکی از کارت ها، تصویر سردار اسعد بود که از یک کتاب قدیمی اسکن شده بود. شاید نزدیک به یک ساعت وقت گذاشتیم برای طراحی و درست کردن پس زمینه عکس ولی هنوز گویا و رسا نبود. مثل اینکه یک چیزی کم داشته باشد! شعر دوست گرامی بهمن کیهان بختیار بود که این خلاء را به خوبی پر کرد:
اگر مجسمه اش در هیچ میدانی نیست غمی نیست
تمام خیابان های دلم - رگهایم - به نام سردار است
به هر صورت کارت چاپ شد و بیش از آنچه که فکر می کردیم مورد استقبال قرار گرفت. به حدی که در مدت کوتاهی تجدید چاپ شد و این نشان از علاقه و اشتیاق مردم منطقه به زنده نگه داشتن نام و یاد سردار اسعد بختیاری و حماسه سازان مشروطه داشت. اما علیرغم این خواست عمومی متاسفانه برخورد دست اندرکاران حوزه مدیریت شهری با نام "علیقلی خان سردار اسعد" قصه پر غصه ای دارد. برای مثال چند نمونه را ذکر می کنم:
بختیاری _ ایذه:
در یک حرکت خودسرانه عده ای با ایجاد هیاهو و شبهه، تابلوی میدان سردار اسعد بختیاری را از ریشه درآوردند و فضا به سمتی رفت که کسی نتوانست و یا نخواست اعتراض کند!. این در حالی است که در خیابانهای ایذه، اسم ستارخان همچنان چشم نوازی می کند.
بختیاری _ شهرکرد:
شورای شهر شهرکرد در یک اقدام فرهنگی تصمیم به نصب تندیس سردار اسعد در یکی از میادین اصلی این شهر گرفت. موجی از حمایت نخبگان از این تصمیم اعضای شورای شهر باعث دلگرمی موافقین طرح شد. اما بازهم عده ای نخواستند و نگذاشتند این امر اجرایی شود.
بختیاری_ اهواز:
برخی از اعضای شورای شهر پیشنهادی را مطرح کردند که یکی از خیابان های اصلی شهر اهواز به نام "سردار اسعد" نام گذاری شود ولی اینبار به دلیل مسائل پیش آمده در شورای شهر اهواز اصلا مجالی برای طرح این پسشنهاد بوجود نیامد...
بختیاری _ لالی:
پل ارتباطی لالی _ مسجدسلیمان بالاخره افتتاح شد. با وجود اینکه چند ماه قبل جوانان شهرستان لالی در اقدامی خودجوش دست به ارسال گسترده پیامک هایی تحت عنوان نام گذاری پل کابلی لالی به نام "سردار اسعد بختیاری" پخش شده بود این پل به نام "شهدای لالی" نام گذاری شد. با وجود این نام گذاری مردم هنوز بر حرف خود هستند و فراتر از نخبگان پای شعرا به میان آمد:
حـلّاج اگــــر چه بـر دار، اسعــد اسـت
بنــگر به طـرّه ی جــاده، مجــعد است
رو كن به لالی و با یاد شهیدانمان بـگو
این پل به نام نامی سردار اسعد است
**********
دل «لالی» اگر آلام دارد
می ناب جنون در جام دارد
شکوه حلقه ی وصل من و تو
«پل سردار اسعد» نام دارد
نمیدانم چرا ولی یاد مصاحبه دکتر سلیمانی با ایبنانیوز و شرح دیدار جامعه اسلامی بختیاری ها با رهبر معظم انقلاب افتادم آنجا که می گوید: " مقام معظم رهبری در ادامه سخنانشان به سردار اسعد اشاره کردند و در این خصوص فرمودند: «این که می گویند ایشان انگلیسی بوده یا نبوده، جای قضاوت در اینجا نیست.»" انگار نام سردار اسعد بختیاری طلسم شده باشد؛ با این وجود اقدام خوجوش جوانان لالی هر نتیجه ای که داشته باشد بازهم می گویم:
اگر مجسمه اش در هیچ میدانی نیست غمی نیست
تمام خیابان های دلم - رگهایم - به نام سردار است
در زیر سد توسعه، یک دره غرق شد فرهنگ لر فدایی "تولید برق" شد
تک بیت بالا سروده شاعر خوش ذوق و جوان تادخیری، "مقداد رحیمی" است که دیروز از طریق پیام کوتاه به دستم رسید و تا شب چندین نفر این متن را برای من پیامک کردند. این روزها بحث سد سازی در منطقه بختیاری و به خصوص سد گتوند به شدت بالا گرفته و شاید این بیت پاسخی باشد به صحبت های چند روز پیش وزیر محترم نیرو که گفته بود: "منتقدین سد گتوند، تنگ نظری نکنند".
استاد عزیز، جناب آقای "بهمن کیهان بختیار" نیز در استقبال از این تک بیت سرودند:
سد آمدست و توسعه پر زرق و برق شد دنیایی از تمدن و اسطوره غرق شد
آوخ که در حوالی سدهای سربلند فرهنگ لر فدایی "تولید برق" شد
واژه سد برای "مردم بختیاری" و "قوم لر" تداعی کننده آوارگی و به زیر آب رفتن زمین های حاصلخیز و سکونتگاه های چند هزار ساله این مردم است. و نماد غرق شدن صدها شیر سنگی است که در زیر آب ماندند.
کارگری موقت در پروژه های سد سازی و بیکاری و مهاجرت و حاشیه نشینی ماحصل سد سازی در منطقه بختیاری است. و توصیه می کنم وزیر نیرو قبل از اظهار نظر راجع به مزایای سد سازی، با توجه به سابقه پیشین وزارت نفت چند صفحه ای راجع به تاثیر اکتشاف نفت بر زندگی و فرهنگ مردم منطقه مطالعه می کردند.
وزارت نفت و نیرو سالهاست در منطقه بختیاری یک رویه همسان دارند و کاش وزارت نیرو و نفت در هم ادغام می شدند و نامش را "وزارت کارگری موقت و آوارگی زاگرس" می نهادند.
به هرحال بحث سد سازی و تاثیرات مخرب آن بر منطقه زاگرس میانی این روزها پای خیلی از کارشناسان این حوزه را به وسط کشیده است، ولی نکته قابل تامل ورود اهالی فرهنگ و قشر روشنفکری "قوم لر" به این عرصه و نوشتن و سرودن در اینباره است. از دوستان لربلاگی تقاضا دارم برای رساندن صدای مردم به مسئولین چند خطی هرچند کوتاه با تیتر "فرهنگ لر فدایی تولید برق شد" در وبلاگشان بنویسند و به این مطلب و مطالب مشابه لینک بدهند.
پ.ن: مصاحبه خانم شیرزاد با خوزنا رو بخوانید